تحلیل بصری فیلم نامه

از سینمای بداهه پرداز که بگذریم، فیلمنامه همچنان نقطه شروع برنامه‏ریزی هر نوع فیلمی است. کارگردان کار خود را با تحلیل داستان و چگونگی رشد شخصیت ها آغاز می کند که معمولا به این کار تحلیل فیلمنامه اطلاق می شود. در واقع بیش از یک نوع تحلیل وجود دارد، از جمله تحلیل فیلمنامه برای بازیگران، تحلیل فیلمنامه برای طرح بصری فیلم و تحلیل فیلمنامه به منظور برنامه‏ریزی تولید که توسط مدیر تولید و دستیار کارگردان انجام می شود. دو تحلیل  اول توسط کارگردان صورت می گیرد و تحلیل به منظور برنامه‏ریزی کاری بسیار فنی است که برای استفاده بهینه از زمان و منابع انسانی فیلم یعنی بازیگران و گروه تولید انجام می شود. با وجود این که برنامه‏ریزی بخش مهمی از تولید هر فیلمی است، اما ربطی به فرآیند صحنه پردازی ندارد و لذا در این‏جا به آن پرداخته نشده است.

تحلیل  برای بازیگران و تحلیل بصری فیلمنامه، دست کم به شیوه‏ای که در این فصل مورد بررسی قرار می گیرند، بسیار شبیه هم هستند. در واقع، مرحله اول تحلیل بصری در کتاب حاضر زیر مجموعه تحلیل صحنه است که کارگردان برای تمرین ها انجام می دهد. کتاب هدایت بازیگران نوشته جودیت وستون منبع فوق العاده‏ای برای آشنایی عمیق با تحلیل صحنه است. حتی اگر سر صحنه به شیوه بداهه پردازی کار کنید، تحلیل داستان مبنایی است برای رسیدن به یک صحنه پردازی خاص و انتخاب نماها.

تحلیل فیلمنامه، مثل نوشتن، کاری آن‏چنان شخصی است که در آن قاعده و قانون نقش اندکی دارد. اما دقت در روش دیگران برای تحلیل فیلمنامه چیزهایی به ما می‏آموزد و رویکردی که در این فصل به نمایش در‏آمده روش‏هایی را پیش رو می‏گذارد که می‏توانید از آن‏ها برای کار خود اقتباس کنید. گرچه در این جا هیچ قانونی ارائه نشده اما یک فرض بنیادی وجود دارد: فیلمنامه نویسی، طراحی استوری بورد و فیلم‏برداری همگی مراحلی هستند در سیر رشد و شکل‏گیری یک داستان. بنابراین می‏توان و باید اجازه داد ایده‏هایی که در فیلمنامه وجود ندارند، مسیر مفهوم اصلی و اولیه را تغییر دهند. اعتراف می کنم که این دیدگاه یک نویسنده / کارگردان است و احتمالا نویسندگانی که متن را مقدس می انگارند چنین دیدگاهی را کفر‏آمیز تلقی خواهند کرد. با وجود این که این دیدگاه در سینمای تجاری کاملا بیهوده است، اما هنوز شاهدیم که دیدگاه تالیفی از احترام نسبی برخوردار است.

هدف از نمونه‏هایی که در ادامه از فرآیند تحلیل فیلمنامه ارائه شده این است که به شما نشان دهیم چگونه در عین حفظ احترام به اهداف و نیات فیلمنامه، در قید و بند آن‏ها باقی نمانید. تحلیل بصری فیلمنامه علاوه بر تقویت داستان، در خدمت هدف سنتی سازمان‏دهی و تقلیل گزینه‏های فیلم برداری است، زیرا در نهایت نمی‏توانید به تمام زوایا و ایده‏هایی که در مرحله پیش‏تولید طراحی کرده‏اید جامه عمل بپوشانید. لذا باید تعادلی میان خلق ایده‏های تازه و محدود کردن گزینه‏ها به طرحی ثابت برقرار کنید، چرا که در برنامه تولید فیلم همیشه ایده‏ها بیشتر از زمانی است که در اختیار دارید.

شاید تعجب کنید از این که تحلیل بصری فیلمنامه بیش از این که به تک تک نماها و زوایای دوربین بپردازد به داستان و مسائل شخصیت‏پردازی توجه دارد. این تمرکز در واقع وجه افتراق کارگردان و فیلم‏بردار است. داستان مبنای هر تصمیمی است که درباره ساختار بصری فیلم گرفته می شود و این تصمیمات باید حاصل غوطه خوردن کارگردان (و بازیگر) در فیلمنامه باشد. البته فیلمنامه نویس، طراح تولید، بازیگران، فیلم بردار و تدوینگر همگی در تصمیماتی که هر روز درباره فیلم گرفته می شود دخیلند، اما این همکاران هر یک در زمینه‏ای ویژه تخصص دارند و مسئولیت دید کلی فیلم به عهده کارگردان است. برای بهره‏برداری از ایده های بازیگران وسایر همکاران، بی‏آن‏که خط اصلی داستان از دست برود، درکی فراگیر و جامع از داستان ضروری است. در واقع به همین خاطر است که اقدام به تحلیل فیلمنامه و داستان می‏کنیم. سر صحنه، جزئیات تحلیل ناپدید می شود و جوهر داستان، در صورتی که آماده باشید، مثل افق در برابر دیدگان شما ثابت و پا برجا می‏ماند.

هدف از تحلیل بصری فیلمنامه یافتن جوهر اساسی هر صحنه از جنبه بصری است. اما برای رسیدن به این بنیان بصری باید پله به پله حرکت کنیم. کار تحلیل معمولا مسیر دایره‏وار اکتشاف است برای یافتن ایده‏ای بسیار ساده. وقتی خط کلی داستان و معنای اساسی هر صحنه کم و بیش روشن شد، کارگردان می تواند درباره نحوه قرارگیری بازیگران در صحنه و حرکت دوربین آگاهانه تصمیم بگیرد.

اگر کارگردان نویسنده فیلمنامه هم باشد، در این صورت فرآیند تحلیل بسیار متفاوت با زمانی خواهد بود که فیلمنامه کس دیگری را تحلیل می‏کند. چون صحنه‏ای را که برای تحلیل استفاده شده خود نوشته‏ام، در مقایسه با زمانی که با نوشته نویسنده دیگری مواجه هستم، احتمال بیشتری دارد که در این مرحله گفتگوها را تغییر دهم. اما اگر یک چیز درباره فیلم سازی مسلم باشد این است که تا لحظه اتمام فیلم همه چیز می تواند و باید انعطاف پذیر و قابل تغییر باشد. و حتی آن وقت هم امکان فیلم برداری مجدد وجود دارد.

در عمل، من احتمالا فقط یک یا دو مرحله از تحلیل را روی صحنه‏ای که در ادامه به عنوان نمونه آمده انجام خواهم داد. اما در این‏جا برای روشن شدن مطلب چند شیوه مختلف تحلیل مورد استفاده قرار گرفته است.

مرحله تداعی آزاد

وقتی فیلمنامه‏ای را می خوانید خود به خود شروع به کارگردانی آن می کنید. هر سطر از گفتگوها و توضیحات صحنه باعث می شود تصاویر و ایده‏هایی برای صحنه پردازی به ذهن خواننده خطور کند. و وقتی فیلمنامه را چند بار خواندید می توانید شروع به نوشتن ایده های خود در حاشیه آن کنید. این ایده ها می توانید شامل طرح های سر دستی، نمودار، یادداشت، آدمک های چوب خطی با فلش و هر چیز دیگری باشد که بتوان به  سرعت نوشت. در این مرحله اصلا نباید به بودجه و دیگر محدودیت های عملی ایده های خود فکر کنید. در مراحل بعد آدم های زیادی هستند که کارشان « نه » گفتن است. اما هدف شما این است که به غرایز خود پاسخ « مثبت » بدهید.

مرحله تداعی آزاد که طی آن ایده های خود را به سرعت روی کاغذ می آورید صرفا برای گرم شدن و کسب آمادگی است، هر چند که ممکن است در مرحله پیش تولید ماه ها سرگرم این کار باشید. فرآیند یافتن طرحی برای نسخه نهایی یک صحنه ممکن است مسیری پیچیده و غیر مستقیم باشد، اما اصلا دور از ذهن نیست که برخی از نخستین ایده های شما به تدوین نهایی فیلم راه یابند. علاوه بر این صحنه های مشکل‏سازی هم وجود دارند که بیشتر سوال ایجاد می کنند تا پاسخ. بنابراین در مرحله نخست فرآیند تحلیل ایده های متعددی به ذهن خطور می‏کند که برخی عملی هستند و برخی خیر. گام بعدی این است که منتقد سخت‏گیر خود باشید و شروع به ساده‏سازی کنید. ما برای تحلیل نمونه‏ای خود از صحنه کوتاهی به نام بوستون استفاده می‏کنیم که متعلق به فیلمنامه‏ای بلند‏تر است و برای کمک به شکل‏گیری صحنه، اطلاعات پیش داستان نیز آورده شده است.

 

« بوستون »

صحنه‏های قبلی:

خانواده اسلاترلی در محله‏ای اعیان‏‏نشین در حومه بوستون زندگی می کنند. جیم اسلاترلی که مدیر مالی یک شرکت بزرگ است، اخیرا خانواده خود را به شهری جدید منتقل کرده تا از بروز جار و جنجال پیرامون کیفر خواستی که علیه او و به اتهام خرید و فروش غیر قانونی و شهادت دروغ صادر شده جلوگیری کند. جیم گناه‏کار شناخته می شود و ده سال زندان در انتظار او است. بنابراین به سرعت در آستانه ورشکستگی قرار می گیرد و اکنون در تلاش است تا راهی برای تامین مخارج دادگاه پیدا کند.

در صحنه های قبل فهمیده‏ایم که جیم و همسرش سندی تصمیم گرفته‏اند از هم طلاق بگیرند تا جیم بتواند خانه‏شان را به نام همسرش کند.

نقشه آنها این است که برای حفظ اموال خود و به عنوان یک راه حل اقتصادی متارکه کنند. از دید جیم این کار صرفا یک اقدام تاکتیکی است و آنها در کنار هم باقی خواهند ماند. چیزی که جیم نمیداند این است که سندی دیگر او را دوست ندارد و به دنبال راهی است تا رابطه‏شان را قطع کند. او می خواهد جیم فکر کند که آنها در کنار هم خواهند ماند (چه زن و شوهر باشند و چه نباشند)، تا به این ترتیب بدون هیچ مقاومتی اختیار خانه را در دست بگیرد.

جیم و سندی هنوز به سه فرزند نوجوان خود چیزی درباره نقشه طلاق‏شان نگفته اند. اما یان، فرزند وسط، از متارکه مطلع شده و حرفهای مادرش را درباره تصمیمش به ترک ایالت بدون اطلاع جیم شنیده است. صحنه شام که در ادامه می‏آید لحظه ای است که یان می خواهد نقشه مادرش را برای ترک کردن جیم بر ملا کند.

داخلی آشپزخانه شب

وقت شام است. جیم برای ادای شهادت به سفری سه روزه به کالیفرنیا، محل رسیدگی به پرونده رفته است. سندی به اتفاق دو پسرش، جک و یان (18 و 16 ساله)، مشغول چیدن غذا روی میز است. لینت دختر 11 ساله سندی، پشت میز نشسته.

 

یان

زودتر تمومش کنیم چون من باید برم.

سندی

اول شامت رو می خوری.

یان

قراره تی جی رو ببینم. من رو به عنوان راننده معرفی کردن.

سندی

با کدوم ماشین:

یان

(با تاکید) ماشین پدر.

جک

بنزین بزن، داره تموم می شه.

سندی

تو سوار اون ماشین نمی شی.

یان

پدر گفت می تونم سوار بشم.

سندی

اون الان نیست و من می‏گم نه.

یان

چرا؟

سندی

چون از لحن صدات خوشم نمی‏آید و آدمی غیر منطقی هستم.

یان

فقط غیر منطقی؟

سندی

و کینه ای.

جک

دوست دارم در آرامش غذا بخورم... به لینت نگاه کنید، هیچی نمی‏گه.

لینت لبخند می زند و یک ساقه مارچوبه را تکان می دهد.

یان

پدر گفت می تونم ماشین رو بردارم، همین امشب.

سندی

تو از من اجازه می گیری نه پدرت... وقتی که نیست.

یان

تو نیستی که وقتی پدر به دردسر می افته جاخالی میدی؟

جک

خفه شو، یان.

یان

خودت خفه شو. (به سندی) خوشم می‏آد حالا که داری همه چیزشو می‏گیری خوب زور می‏گی.

این حرف توجه سندی را جلب می کند. همه می‏فهمند که یان از چیزی خبر دارد.

سندی

تو نمیدونی چی داری می‏گی، و اصلا به تو مربوط هم نیست.

یان

چرا، هست.

سندی

نه نیست. تو هیچ وقت پول چیزهایی رو که داری نپرداختی... آه، پیستوله‏ای رو که با پول چمن‏زنی خریدی یادم رفت. تو بهتر از نود و نه درصد مردم این کشور زندگی می‏کنی و این رو مدیون پدرت و من هستی.

یان

طوری حرف می زنی که انگار تو و پدر در یک طرف هستید...

جک

طرف چی؟

یان

.... طرفه، مثلا، جایی که قراره زندگی کنیم. نه، مامان؟

سندی سکوت می کند چرا که فکر نمی‏کرد یان از متارکه خبر داشته باشد. جک و لینت متوجه می‏شوند که خبرهایی است.

سندی

کافیه.

یان

چی؟ داری درباره اون نود ونه درصدی که ما ازشون بهتر زندگی می‏کنیم حرف می‏زنی یا آمار پنجاه درصدی طلاق؟

لینت

این جا چه خبره؟

سندی

لینت ، لطفا برو طبقه بالا.

لینت

من این جا نشستم دارم سبزیجات له شده می‏خورم و کاری هم به کار کسی ندارم.

یان

فکر می‏کنم دیگه وقتشه که همگی یه چیزی رو بدونیم.

جک

چی رو بدونیم؟

یان

مامان و بابا دارن از هم جدا می‏شن.

جک

چی؟

سندی

لعنتی... تو هیچ اهمیتی به خواهر و برادرت نمی‏دی ...

یان

تو می‏دی؟

لینت

مامان؟

سندی

برادرت حرف‏های وکیل‏ها رو شنیده...

یان

اه، آره...

سندی

اون حرف‏ها ربطی به خانواده نداره... اون یه مسئله حقوقیه.

جک

وکیل‏های کی؟ بابا؟ اون یارو شولر؟

سندی

من نمیدونم یان چی شنیده.

جک

خب، به ما هم بگو، مامان.

لینت

آره.

سندی

(فکرش را جمع می کند) مربوط به مالکیت خونه است و این که قانون ماساچوست چی میگه...

یان

(با طعنه) آره...

سندی

ساکت شو! هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده، با وکلا صحبت کردیم... فقط همین. می دونی چند تا موسسه دنبال پدرت هستن، چقدر قضیه پیچیده است؟ ما به شما هیچی نگفتیم چون هر روز تغییر می کنه...

جک

یان در مورد طلاق راست میگه، مامان؟

سندی

(با تردید) نه.

یان

مزخرفه

سندی

بگو ببینم تو چی شنیدی؟

یان

داری سعی میکنی یه داستانی سرهم کنی؟

سندی فقط به او خیره میشود.

سندی

برو. ماشین رو بردار و برو پیش دوستات، البته تا وقتی که هنوز ماشین داریم.

یان

نه. حالا که همه چیز بر ملا شده، می‏خوام بمونم و راجعش صحبت کنم.

جک

مامان، این‏جا چه خبره؟

سندی انتهای میز می نشیند. به زمین خیره میشود، در فکر است. یان فقط لحظه ای به او خیره می شود.

یان

چرا اون جا نشستی؟

سندی به او نگاه می‏کند... یاد جیم افتاده است.

یان

اونجا جای پدره.

پس از خواندن فیلمنامه اکنون می توانیم کار تحلیل را آغاز کنیم.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390    | توسط: عباس مبینی    | طبقه بندی: معرفی کتاب،     | نظرات()